تبلیغات
تاریخ و تمدن ایران History & Culture of Iran
تمدن ایران زمین

سالروز بابک خرم دین..Jubilee of Babak Khoramdin

شمارش معکوس به سالروز بزرگداشت بابک خرم دین

 

تصویر بالا مربوط به دژ بابک در منطقه کلیبر تبریز

12و 13 تیر ماه سالروز بزرگداشت تولد بابک خرم دین  پیروز باد

حالا که داریم به استقبال سالروز بزرگداشت این مرد بزرگ میریم جا داره که یه مخنصری در مورد رشادت های اون قهرمان مرد تاریخ واستون بگم.

در دوران استعمار حکومت اسلامی عباسیان بر ایران دائما ایران مورد تجاوز و غارت قرار می گرفت و مردم ایران مداوم مورد ظلم و ستم قرار می گرفتن، به زن ها تجاوز می شد، اموال و زمین های مردم مصادره می شد و هر روز وضع بدتر و بدتر می شد.

در این موقع بود که بابک خرم دین تبریزی که دینی شبیه مزدک داشت تصمیم گرفت تا مقابل عرب های مسلمون بایسته و دست اونا رو از ایران کوتاه کنه. بعد یک سری شورش های محلی تونست سپاهی تشکیل بده و کم کم نواحی دیگه ایران رو هم گرفت، شهرهایی مثل همدان، اصفهان و بغداد، که بعد از تصرف بغداد معتصم عباسی از ترسش پا به فرار گذاشت و پایتخشو به سامرا انتقال داد. موضوع قیام بابک که یکی ازبزرگترین سمبل های مقاومت در مقابل مسلمانان بود 22 سال طول کشید که سرانجام در زمان حکومت معتصم با خیانت دوست تازه مسلمون ایرانیش به نام افشین به چنگ معتصم افتاد و به طرز ناجوانمردانه ای به شهادت رسید.

روحش شاد ....   راهش پر فتوح

بقیه در ادامه مطلب..

آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) چنین بوده است :

تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه !

این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای می توانی ایرانیان را اسیر کنی .

من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت .

من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه می کنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد .

من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز می کند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند .

مازیار هنوز مبارزه می کند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .

اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .

مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد .

و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود:

پاینده ایران

با تشکر از تارنمای کاوه ایرانی : www.kavehirani.blogfa.com




طبقه بندی: فرهنگ ایرانی، بیوگرافی، گاهشمار،